حسين علوى مهر
328
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
آموخت ، آنچه انسان نمىدانست نيز به او آموزش داد » . 2 . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امامان عليهم السّلام . مسلمانان را تشويق به آموزش علوم مختلف نمودهاند ؛ مانند « اطلب العلم من المهد الى اللحد » ، و اطلب العلم و لو بالصّين ؛ از گهواره تا گور علم بياموز ، و علم را جستجو كن اگر چه در چين ( و راههاى دور ) باشد » . 3 . اشارههاى علمى قرآن كريم ، بهترين دليل توازن قرآن و علم است كه از جملهء آنها مىتوان به مسأله دقيق جنين شناسى ، برخى مسائل هيئت و نجوم و آفرينش جهان ( آغاز و انجام آن ) و . . . اشارت نمود . يادآورى : اين در حالى است كه ديگر كتابهاى مقدس به خاطر تحريف شدن آنها ، مطالبى خلاف واقع و يا مخالف كشفيات قطعى برخى از علوم ارائه دادهاند . دانشمندان مغرب زمين نيز به اين نكته توجه نمودهاند كه علم و دين در عين استقلال موضوعى ، شباهتهاى مهمى از نظر ساختار دارند و بر اين عقيدهاند كه ، متكلمان مىتوانند در بسيارى از رهيافتهاى عقلى و تجربى دانشمندان شريك باشند ، آنان مىكوشند هم علم و هم دين را در درون يك برداشت وحدانى از جهان لحاظ كنند . طرفداران مكتب ليبراليسم كلامى ، كه به موارد مشابهى در علم و دين دست يافته و الهيات اعتدالى را مطرح مىكنند ، قائل به كمال اتصال هستند ، اتصال بين عقل و وحى ، بين ايمان و تجربهء بشرى ، بين خداوند و جهان ، بين مسيح و ساير انسانها ، بين مسيحيت و ساير اديان و بر اين كه باورند كه تفاوت اصولى بين آنها نيست ، اگر تفاوتهايى هست در مراتب است ، نه در نوع . كولسون فيزيكدان آكسفورد مىگويد : روشهاى علم و دين وجوه اشتراك زيادى دارد ، افزون بر اين حكم كه ديانت روشنگرانه روشهايى به كار مىبرد كه اساسا مشابه با روشهاى معمول در علم است . اين مدعا نيز مطرح شده بود كه بر عكس ، علم مسلّمات ، مقبولات و تعهدات اخلاقىاى در بردارد كه بىشباهت به مسلّمات و تعهدات معهود در ديانت نيست ، در اين جا فرق و فاصله بين علم و دين از هر دو سو كمتر و كوتاهتر مىشود . . . مكتب ديگر ، نظام متافيزيك جامع [ فلسفهء پويش ] است كه بزرگترين نظريه پرداز و نمونهء آن در قرن بيستم ، « وايتهد » « 1 » است ، او متافيزيك را ، مطالعه در عامترين خصايص امور
--> ( 1 ) آلفرد نورث وايتهد ( 1861 - 1947 م ) Alfr edNorthWhitehead ، رياضىدان و فيلسوف انگليسى .